مرتضى مطهرى
579
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عيب و نقصى در كار است ؟ - اينها مىگويند در صورتى توليد پيشرفت مىكرد كه يك عدهاى بردهدار باشند كه از حداكثر كوشش بردهها استفاده كنند . استاد : چرا اينطور بايد باشد ؟ آيا همين قابل قبول است كه در حالى كه مردمى با يكديگر برادروار زندگى مىكنند ، همه با صفا و اخوّت و برادرى زندگى مىكنند ، اين برابر زندگى كردن مانع پيشرفت باشد ؟ تصور اين مطلب خيلى مشكل است كه انسان بيايد اين حرف را دربارهء اين دوره بزند . - ممكن است بگوييم در اثر زيادى جمعيت ، احتياجاتشان بيشتر از حدى بود كه در دسترس افراد قرار داشت و لذا از اينجا مالكيت خصوصى و در اختيار قرار گرفتنها شروع شد . استاد : اولًا به اين امر استناد نكردهاند . ثانياً اگر اينطور باشد اقتضا مىكند كه همان گونه كه يك سلول به دو سلول تقسيم مىشود و باز هر كدام به دو سلول ديگر تقسيم مىشود ، هر قبيلهاى تقسيم به دو قبيله بشود ، باز وقتى كه رشد كردند هر قبيله به دو قبيله تقسيم بشود ، چرا مالكيت خصوصى در كار بيايد ؟ افزايش جمعيت نمىتواند ملاك پيدايش مالكيت باشد . افزايش جمعيت حداكثر مىتواند ملاك تقسيم شدن باشد ، كما اينكه واقعاً هم همينطور است . فرض كنيد كه قبيلهاى به نام قريش به وجود مىآيد . اول يك واحد است ، بعد اينها بطن بطن مىشوند و وقتى اين امر زياد شد هر بطنى براى خودش استقلال پيدا مىكند ، باز آن بطن وقتى به بطنهاى كوچكتر رشد پيدا كرد هركدام براى خودش استقلال پيدا مىكند ، مثل سلولها : يك سلول وقتى در رحم رشد مىكند به حدى مىرسد كه ديگر نمىتواند به رشد خودش ادامه بدهد ، بعد دوتا مىشود و هريك جداگانه رشد مىكند . - اينها در تحول كمون اوليه به جامعهء برده دارى چند دليل دارند ، از جمله تقسيم كار . مىگويند پيشرفت توليد به تدريج تقسيم كار را ايجاب كرد ، يك قبيله دامپرور شد ، يك قبيله كشاورز شد و . . . استاد : هيچ كدام از اينها اقتضاى مالكيت خصوصى نمىكند .